بی شک قرآن کریم جامع تعالیم وحی و حاوی تمام نیازهای بشر در تمامی جنبه های جسمی و روحی و معنوی بشر و در کلیه مکانها و زمانهاست و اصول و مبانی انقلاب اسلامی هم بر اساس تعالیم دین و مبانی قرآنی پایه گذاری شده است واقعیت اینست که مساجد به عنوان پایگاههای معنوی نقش مهمی در آغاز و تداوم انقلاب اسلامی داشته و دارند حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند " برای خدا قیام کنید و از تنهایی و غربت نهراسید مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین است حضرت امام (ه) بار دیگر بر اهمیت مساجد به عنوان سنگری حصین برای اسلام یاد می کنند و می فرمایند : این مسجدها را سنگر قرار دهید برای اسلام این مسجدها را باید شما محکم نگه دارید نگویید که دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم ما انقلاب کردیم مسجد درست کنیم اینها سنگرند برای اسلام حفظ کنید اینها را (۱)
یکی دیگر از جلوه های معنوی و ارزشی که با پیروزی انقلاب اسلامی احیاء شد امر به معروف و نهی از منکر بود حضرت امام (ره) در این مورد می فرمایند" انحرافات همه از منکرات است جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سید الشهداء هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی داشت قیامش انگیزه نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود (۲)
در این راستا حضرت امام بر اسلامی بودن ایران سرافراز تاکید می کند و می فرماید باید ایران که یک مملکت اسلامی همه چیزش اسلامی باشد
از دیگز جلو ه های معنوی که با پیروزی انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفت احیای نماز بویژه برگزاری نماز جمعه به عنوان کارخانه انسان سازی به فرموده حضرت امام (ره) بود که ایشان از نماز جمعه به عنوان یکی از نعمات بزرگ و تاثیر گذار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یاد کردند
امروز گسترش و تعمیق معنویت و حفظ ارزشهای انقلاب ضامن بقاء ، دوام و اقتدار جمهوری اسلامی است و ارتباط متقابل نماز ، معنویت و قرآن کریم این صحیفه نور و روشنایی با انقلاب اسلامی غیر قابل انکار است اگر چه دشمن امروز با بکارگیری انواع فناوریها و نرم افزارها به جنگ ارزشها و فرهنگ جامعه ما آمده است ولی با احیاء ارزشها و معنویت و اخلاق پسندیده می توانیم به رسالت خود در راه تعالی و رشد انسانها و جامعه عمل کنیم
گسترش صفات پسندیده ای چون ایمان تقوا ، صداقت ، راستگویی ، امانتداری ، فداکاری و گذشت ، شجاعت ، احیای نماز ، امر به معروف و نهی از منکر و فلسفه انتظار می تواند رشد ، ترقی و تکامل جامعه را تسریع نماید و برای رسیدن به این اهداف توجه به فرهنگ و تعلیم و تربیت جامعه از مدرسه تا دانشگاه و حوزه بسیار ضروری است
برای احیای این ارزشها و اصول معنوی در جامعه اصلاح خود بر دیگران تقدم دارد و به فرموده حضرت امام صادق (ع) " با اعمال خود مردم را به سوی خوبیها بخوانید و دعوت گر زبانی نباشید" (۳)
به همین دلیل حضرت امام (ره)خودساری را مقدم می دانند و بسیار ظریف این نکته را متذکر می شوند که " هر کس از خودش باید شروع کند و عقاید و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد و بعد از اینکه خودش را اصلاح کرد آن وقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند و در ادامه تاکید می کنند " هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است چنانچه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند " شکی نیست علاوه بر ضرورت خودسازی افراد ، نظام تعلیم و تربیت نیز ضمن پرداختن به اصل آموزش و پرورش در سطح خرد و کلان باید به جایگاه و مکانت رفیع ارزشها و فضائل انسانی و اخلاقی توجه ویژه ای نماید و ارزشهای معنوی را ارج نهد
این مطلب را با جمله زیبای حضرت امام (ره) به پایان می رسانیم که فرمودند " اینجا کشور رسول الله (ص) است اینجا کشور امام صادق (ع)است ... هم اصلاح کنیم خودمان را که خدای نخواسته تخلف نکنیم و هم توجه کنیم به اینکه اگر یکی تخلفی کرد جلویش را بگیریم ، نه با داد و دعوا ، گفتن با ملایمت "
منابع :
۱ - صحیفه نور جلد ۱۵
۲ - صحیفه نور جلد ۲۰
۳ - سفینه البحار جلد ۲ صفحه ۲۷۸
اکسیر اعتماد به نفس و خودباوری نقش مهمی در اقتدار نظام و دستیابی به قله رفیع پیشرفت و توسعه ایران اسلامی دارد و در سایه خودباوری بسیاری از معضلات و مشکلات کشور حل خواهد شد
علمای حوزه روانشناختی یا علم النفس اعتماد به نفس و خودباوری را از عناصر مهم شکل دهنده شخصیت فرد می دانند و معتقدند وجود و بروز این خصلت در هر فردی نشانه ای از پیشرفت و کمال و فقدان آن سرآغاز افول و شکست است
حضرت امام (ره) با نفی هر گونه خودباختگی برخودباوری و اعتماد به نفس تاکید می کنند و می فرمایند " یک ملت وقتی که یک مطلب را باور کرد که می تواند انجام بدهد انجام خواهد داد اساس باور این دو مطلب است باور ضعف و سستی و ناتوانی و باور قدرت و توانایی ، اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم این باور اسباب این می شود که توانایی پیدا می کنند و در مقابل قدرت های بزرگ ایستادگی می کنند "
مقام معظم رهبری از اعتماد به نفس و خودباوری به عنوان داروی فکری و روحی برای ملتها یاد می کنند و معتقدند که خودباوری و اعتماد به نفس نیروی حرکت ساز و حیات بخش جنبش های درخشانی بوده که در طول تاریخ برای برانداختن نظام سلطه و زور رخ نموده است
ایشان خودباوری و اعتماد به نفس را یک منبع لایزال قدرت برای نجات و هدایت کشتی نهضت و انقلاب از گردونه ها و گرداب های سخت می دانند و تاکید می کنند " ملت ایران در مسیر تحقق آرمان اصلی خود یعنی ایجاد جامعه اسلامی قراردارد و پیمودن این راه پرافتخار بدون حفظ و تقویت اعتماد به نفس ملی ممکن نیست "
در ادامه به نقش انقلاب اسلامی در تقویت اعتماد ملی اشاره می کنند و می گویند " انقلاب اسلامی نقطه پایان تحقیر و خود کم بینی توده ایرانی است "
مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود عامل اصلی پیشرفت جامعه را اعتماد به نفس ملی اعلام می کنند و تصریح می کنند " اگر این عامل اساسی (اعتماد به نفس ملی ) در ملتی وجود نداشته باشدآن ملت همیشه عقب می ماند و چشم به راه دیگران است اما برخورداری از اعتماد به نفس عمومی اندیشه تامین نیازهای ملت را در اذهان نخبگان مطروح می سازد "
ایشان در ادامه تاکید می کنند " همت و خودباوری دو عامل پیشرفت ملت و کشور هستند "
پیشرفت های چشمگیر علمی در بحث انرژی هسته ای و علوم نوین از جمله سلولهای بنیادین و درمان برخی از بیماریهای صعب العلاج و درخشش جوانان فهیم و ساعی ایرانی در عرصه رقابتهای علمی جهان و کسب افتخارات متعدد در زمینه ابتکارات و اختراعات از آثار و نتایج مبارک اعتماد به نفس و خودباوری است و مطمئنا در سایه توجه به جوانان و تقویت اعتماد به نفس و خودباوری آنان زمینه تحقق تولید علم و جنبش نرم افزاری که بارها مقام معظم رهبری بر آن تاکید فرمودند فراهم گشته و ایران اسلامی به دستاوردهای عظیمی در تمامی عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی دست خواهد یافت
حماسه آفرینی و نقش بی بدیل جوانان در دوران انقلاب اسلامی به خصوص در واقعه 13 آبان ، نبردهای خیابانی و تسخیر پادگانها در بهمن 57 ، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و 8 سال دفاع مقدس نقشی ماندگار و ستودنی است امروز هم حضور جوانان در تمامی عرصه ها و صحنه های نظام ضامن حفظ و تداوم انقلاب اسلامی و سازندگی ایران اسلامی است و اعتماد به جوانان و واگذاری مسئولیتها به جوانان و تقویت حس مسئولیت پذیری و خودباوری در آنان زمینه ساز پیشرفت و تحول همه جانبه در کشور است
جوانانی که در سایه انقلاب اسلامی و اندیشه های نورانی حضرت امام (ره) متحول شدند ، در دوران انقلاب اسلامی بویژه در سالهای سخت جنگی نابرابر استعداد و توانایی و فداکاری و ایثار خود را آنچنان به نمایش گذاشتند که نوجوان 13 ساله ای همچون شهید فهمیده مدال افتخار و رهبری از بسیجی راحل حضرت امام (ره) گرفت حضرت امام (ره) همیشه به جوانان عشق می ورزیدند و جوانان را امید و نوید خود می خواندند و می فرمودند " شما جوانان برومند شما محصلین ارجمند که امید من هستید و نوید من هستید باید در هر جا که هستید در هر جای ایران که هستید باید بیدار باشید با بیداری از حقوق خودتان دفاع کنید "
حضرت امام (ره) در ادامه به ضرورت تربیت جوانان و نوجوانان اشاره می کنند و با تاکید بر تربیت اسلامی می فرمایند " ما جوانهایمان را لازم داریم که تربیت بشوند به تربیت انسانی ، یعنی تربیت اسلامی این جوانهایی که در آتیه باید این مملکت را حفظ کنند این مملکت را اداره بکنند اینها باید درست تربیت بشوند"
حضرت امام (ره) ضمن تاکید بر اهمیت جوان و جوانی بر اهمیت و ضرورت تربیت و تهذیب نفس در این ایام اشاره می کنند و خطاب به جوانان می گویند " اسلام آنقدر که به تهذیب این بچه های ما و جوانهای ما کوشش دارد به هیچ چیز کوشش ندارد از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است جدیت کنید به اینکه هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید
حضرت امام (ره) با اعتقاد به تحول عظیم به وجود آمده در جوانان در سایه انقلاب اسلامی فرمودند " این تحولی که در جوانهای ما در انسانها ، آنهایی که متعهد هستند پیدا شده است اهمیتش بیشتر از آن تحولی است که در مملکت پیدا شده است "
حضرت امام (ره) نهضت اسلامی را با دست خالی ولی با پشتوانه مردم آغاز کرد و با توکل به خدای متعال پیروزی را برای آنان به ارمغان آورد ایشان در دوران مبارزات انقلاب اسلامی بارها بر قدرت و عظمت مردم ایران تاکید می کردند و در اکثر پیامها و سخنرانی ها بر نقش حساس و اساسی مردم تکیه می کردند حتی در دوران انقلاب نیز خطاب به شاه می گفتند " کاری نکن که بگویم این مردم تو را از این مملکت بیرون کنند و یا در روز 12 بهمن در میان آنهمه شور و احساس بازهم با صراحت اعلام می کنند " من به پشتوانه اینکه مردم مرا قبول دارند مشت تو دهن این دولت می زنم " و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بارها مردم ایران را ستودند و در وصیت نامه سیاسی الهی شان مردم ایران را بهتر از مردم حجاز در عصر رسول الله خواندند و نوشتند : من با جرأت مدعی هستم كه ملت ایران و تودة میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله ـ صلیالله علیه و آله ـ و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند
در این راستا حضرت امام تاکید می کنند " شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است " حضرت امام (ره) معتقد بودند که بدون پشتیبانی و حمایت مردم جمهوری اسلامی استقرار نمی یافت و این مردم بودند که با از خودگذشتگی ، قیام و فداکاری خویش حکومت پهلوی را ساقط و جمهوری اسلامی را مستقر ساختند ایشان بارها بر احترام به مردم و خدمت به آنان تاکید کرده و می گویند " ما باید ببینیم ملتی که ماها را به این مقامها رسانده اند از ما چه می خواهند و ما باید برای آنان چه بکنیم جمهوری اسلامی یعنی اینکه رژیم به احکام اسلامی و به خواست مردم عمل کند "
حضرت امام (ره) در فرازی دیگر از سخنان خویش تصریح می کنند " جدایی ملت از دولت بلکه رو در رو قرار گرفتن آنها موجب ضعف آنها و گرفتاری دولت و ملت شده تا این مشکل خود را دولتها رفع نکنند روی سعادت را نخواهند دید "
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مشارکت و نظارت مردم را تضمین کننده امنیت و آرامش جامعه و سعادت آنان می دانند و با تاکید بر رعایت حقوق مردم و حق رای مردم و تعیین سرنوشت می فرمایند " میزان رای ملت است ما تابع آرای ملت هستیم ملت ما هر طوری رای داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم "
حضرت امام (ره) در سخنی حفظ اسلام را به حفظ مردم و عدم بدبینی مردم به اسلام و حکومت اسلامی پیوند می زنند و می فرمایند " اسلام را باید حفظ کنید حفظ اسلام به این است که اعمالتان را تعدیل کنید با مردم خوب رفتار کنید برادر باشید با مردم ... کاری نکنید که مردم بگویند که ای کاش نبود این پاسدار کاری نکنید که مردم بگویند ای کاش روحانیتی در کار نبود مسلئه مهم است "
بحث مردمسالاری دینی و احترام همه جانبه به مردم را از نگاه حضرت امام خمینی (ره) را با خاطره ای درس آموز از مهندس میرحسین موسوی به پایان می بریم " یک شب در منزل حاج احمد آقا در خدمتشان بودیم بحث فداکاری مردم پیش آمد و حضرت امام فرموند مردم خیلی جلو هستند ما عقب شان داریم می رویم یکی از دوستان فرمودند خوب حالا ما اگر بگوییم دنباله رو مردمیم و دنبال مردم می رویم برای ما مصداق دارد و درست است ولی در مورد شما نمی توانیم این حرف را بزنیم شما جلوی مردمید حداقل در کنار مردمید من یادم است که امام عصبانی شدند و فرمودند " مردم جلو هستند "
ایمان ، ایثار و شهادت سه عنصر اساسی در پیداش و تداوم انقلاب اسلامی بوده است و در سایه ایمان و صبردر مشکلات و مصائب و مبارزه و ایثار و گذشت تا مرز شهادت و جهاد در راه خدا مشعل انقلاب اسلامی همیشه فروزان مانده است
ایثار در لغت به معنای برگزیدن ، عطاکردن ، مقدم داشتن غرض دیگران بر غرض خویش و مقدم دانستن منفعت غیر بر مصلحت و منفعت خود است و شهادت هم به مجموعه باورها ، آگاهی ها ، آداب و اعتقادات و اعمالی گفته می شود که موجب وصل انسان به عالی ترین درجه کمال یعنی مرگ آگاهانه در راه خدا می شود
ایثار و از خودگذشتگی امری دینی ، اخلاقی و انسانی و بسیار نیکو و پسندیده است که در هر آئینی و مذهبی ستوده شده است ایثار اوج وارستگی مومن و نشانه بارز پیوستگی به خدا تلقی شده و در قرآن کریم از آن به عنوانی آزمونی برای صلاحیت رهبری و امامت یاد شده است .
حضرت امام خمینی (ره) به جایگاه و اهمیت شهادت و ایثار اشاره می کنند و می گویند " خط سرخ شهادت خط آل محمد(ص) و علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.
ایشان در ادامه فضلیت و ارزش ایثار و شهادت را بیان می کنند و تاکید می کنند " شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما ، شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است شهادت در راه خدا چیزی نیست كه بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی كرد "
در سایه ایمان به خدا به عنوان یکی از ارزشهای بنیادین انقلاب اسلامی پیوند امام و امت به یک پیوند عاطفی عمیق تبدیل شد و در سایه ایمان ، هدایت و رهبری انقلاب محقق شد و در پرتو ایثار و گذشت و فداکاری ،پیروزی انقلاب اسلامی پیروزی به معنی اصلی و کامل آن بدست آمد و در سایه شهادت طلبی و جهاد فی سبیل الله به عنوان عنصر سازنده و رهایی بخش ، انقلاب اسلامی بیمه شد و توانست در مقابل هجوم و توطئه ها و فشارهای بیرونی و درونی مقاومت نموده و با سرافرازی نقشه های دشمنان را نقش بر آب نماید.
ملت فهیم و شجاع ایران که تمام سربلندی ها و افتخارات خویش را مرهون اسلام و معارف متعالی آن می داند همواره اقتدار و عزت خود را در مسیر تدین به اسلام و تمسک به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت مطهرش حفظ نموده و با ایمان ، ایثار و شهادت و رشادت منادیان آزادی و آزادگی در جهان بوده اند
حضرت امام (ره) در این مورد می فرمایند " این ملت بزرگ ایران است كه با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرك و فریاد او برای ادامه راه بیشتر می شود پیروز است ملتی كه راه خود را كه صراط مستقیم انسانیت است یافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است"
از نگاه حضرت امام (ره) شهادت طلبی و آمادگی مردم برای فداکردن هستی خود در راه سرافرازی انقلاب اسلامی اساسی ترین و مهمترین دلیل خنثی سازی و شکست توطئه های دشمنان و تداوم انقلاب اسلامی بوده است به همین دلیل حضرت امام بارها شهیدان و بازماندگان معظم آنان را ستونهای اصلی نهضت و انقلاب معرفی می کردند و بر تجلیل و تعظیم آنان تاکید می کردند و می فرمودند " درود خداوند بر خانواده هایی كه با صبر و شكیبایی و مقاومت و با تقدیم عزیزان خود به خدا و اسلام، بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر را ترسیم كرده و می كنند. خانواده های شهدا تا همیشه تاریخ، این مشعلداران راه اولیاء، افتخار روشنایی طریق الی الله را به عهده گرفته اند"
ایشان در فرازی دیگر از سخنانشان از تربت پاک شهیدان به عنوان دارالشفای آزادگان یاد می کنند و می فرمایند " همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود"
معمار بزرگ انقلاب حتی در وصیت نامه سیاسی الهی خویش توجه به پیشکسوتان جهاد و شهادت را مورد تاکید قرار داده و سفارش نمودند " من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون، در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند"
استاد شهید مرتضی مطهری در مورد قداست و جایگاه شهید نوشته اند " مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده است بنشینند و آسایش داشته باشند و کار خویش را انجام دهند آری شهدا شمع محفل بشریتند سوختند و محفل بشریت را روشن کردند "
این مطلب را با سخنی گهربار از مولای متقیان علی (ع) به پایان می بریم
" خدا شهدا را در قیامت با بها و جلالی و با عظمت و نورانیتی وارد می کند که اگر انبیا از مقابل آنان بگذرند و سوار باشند به احترام اینها پیاده می شوند "
نوشته : احمد مظفری
|
خجسته باد |
|
22 بهمن |
| ||||
|
خمینی ای امام |
|
الله الله |
| ||||
|
لاله در خون |
|
الله الله لا اله الا الله |
| ||||
|
مسلمانان به پا خیزید |
|
الله اکبر |
| ||||
|
سفر مبارک |
|
آرمانم شهادت |
| ||||
|
سنگر اسلام |
|
ارتش برادر ما |
| ||||
|
سپیده اولین بهار |
|
بهاران خجسته باد |
| ||||
|
خجسته باد این پیروزی |
|
بهمن خونین |
| ||||
|
شهید |
|
دیو چو بیرون رود |
| ||||
|
شهیدان خدایی |
|
ای بسیجی |
| ||||
|
تو ای طلایی سحر |
|
گلزار وطن |
| ||||
|
وطنم |
|
ایران ایران |
|
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تنها يك حادثه داخلي براي تغيير يك رژيم سياسي نبود. بلكه همانگونه كه بسياري از دولتمردان آمريكائي، اسرائيلي و اروپائي در خاطرات خود از آن روزها تعبير كردهاند، انقلاب از ديدگاه آنان زلزلهاي ويرانگر براي جهان غرب بود.
گذشته از آنكه آمريكا مطلوبترين شرائط جغرافيائي، اقتصادي و نظامي را در يكي از حساسترين مناطق جهان كه مرزهاي طولاني با رقيب (دولت شوروي) داشت، از دست ميداد امواج اين انفجار بزرگ رژيمهاي وابسته به غرب را در ممالك اسلامي و بلاد عربي متزلزل و بيمناك كرده بود. پيام اصلي انقلاب اسلامي ماهيتي فرهنگي داشت و مبتني بر انديشه ديني و ارزشهاي معنوي بود. پيروزي انقلاب به معناي صدور پيام و ارزشهاي آن و به حركت در آمدن موجي از خيزشهاي رهايي بخش در كشورهاي اسلامي و جهان سوم بود. همزمان با ايران، رژيم وابسته به آمريكا در نيكاراگوئه نيز سرنگون شد. در افغانستان دولت شوروي ناگريز از كودتاي خونين و سپس لشكركشي و اشغال اين كشور شد تا حركت اسلامي را مهار كند. در عراق، كودتاي صدام با همين هدف شكل گرفت. مردم لبنان و فلسطين پيروزي انقلاب ايران را جشن گرفتند و جهاد خويش را در شكلي نوين و ملهم از انقلاب اسلامي آغاز كردند. جنبشهاي اسلامي در مصر، تونس، الجزاير، سودان، عربستان و تركيه احيا شدند.
پس از جنگ جهاني دوم نظمي ظالمانه بر جهان حكمفرما بود. مناطق مختلف جهان بين دو قدرت غالب شرق و غرب تقسيم شده بود و سازمانهاي نظامي ورشو و ناتو نگهبانان اين نظم ناعادلانه بودند. هيچ حركت و تحولي در جهان سوم خارج از اين چارچوب و بدون وابستگي به يكي از دو قطب حاكم امكان موفقيت نمييافت. اينك انقلابي در جهان معاصر و در منطقه امن غربيها پيروز شده بود كه شعار اصلي آن «نه شرقي نه غربي» بود. نهضت امام در ايران مستقيماً با امپرياليسم آمريكا درافتاده بود و شكست را بر او تحميل كرده بود. اين واقعيت كمونيستها را در ادعاي مبارزات ضدامپرياليستي شان خلع سلاح ميكرد و براي نخستين بار در عصر حاضر، دين را به عنوان عاملي حركتزا در پهنه مبارزات ملتها مطرح ميساخت.
با وجود همه ناباوريها و تمامي تلاشهايي كه در سطح بينالمللي براي حفظ رژيم شاه و جلوگيري از موفقيت امامخميني بعمل آمد، انقلاب اسلامي در مرحله نخست مبارزات خويش پيروز گرديد و از اين جهت پيروزي آن بيشتر به يك معجزه شبيه بود تا تحولي عادي. به جز امامخميني و تودههاي بيشماري كه خارج از تحليلهاي معمول، به گفتهها و وعدههاي امام باور قلبي داشتند، عموم تحليلگران سياسي و همه كساني كه در رخدادها و حوادث ايران دخيل بودند وقوع چنين پيروزي را، حتي تا روزهاي واپسين عمر رژيم شاه ناممكن ميدانستند.
چنين بود كه از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپاي اسلامي در پهنهاي گسترده آغاز شد. جبهه دشمنيها را آمريكا رهبري ميكرد و دولت انگليس و برخي دول اروپايي ديگر به همراه تمامي رژيمهاي وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند. شوروي (سابق) و اقمار آن نيز ناخرسند از اتفاقي كه در ايران افتاده و به حاكميت دين منجر گرديد، با آمريكائيها در بسياري از خصومتها همسو شدند. نمونه بارز اين همپيماني در همنوائي نيروهاي چپ و راست ضدانقلاب داخل كشور كه بعدها اسناد وابستگي آنان به سفارتخانههاي شوروي و آمريكا افشا گرديد و از آن بارزتر هماهنگي همهجانبه دو كشور در تجهيز صدام و حمايت از او در جنگ با جمهوري اسلامي را ميتوان مشاهده كرد. اما امامخميني با همان منطقي كه نهضت اسلامي را آغاز كرده بود، در اوج فتنهها و فشارهاي خارجي انقلاب را هدايت كرد و آن را با اراده خويش به دوره سازندگي و ثبات هدايت نمود.
نهضتي كه امامخميني پرچمدار و پايهگذار آن بود، توانست غبار از چهره اسلام زدوده و سيماي حقيقي آن را پس از 14 قرن به جهان تشنه عدالت بنماياند. به همين دليل است كه انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام به عنوان «انقلاب امامخميني» شناخته شده است.
به همين علت است كه تاكنون هيچ يك از طرحهاي سياسي و اقتصادي و نظامي آمريكا عليه ايران ك غالباً با حمايت يا سكوت متحدان منطقهاي و جهاني آن كشور همراه بوده، به نتيجه نرسيده است. و به همين دليل است كه پس از گذشت نزديك به سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوريسينها و سياستمداران اروپائي و آمريكائي بر ضرورت پذيرش و تحمل واقعيت انقلاب و جايگاه جمهوري اسلامي در عرصه بينالمللي تاكيد ميكنند.
نهضتي كه در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد، امروزه براي بسياري از ملل جهان چراغ راه زندگي است. مهمترين دستاوردهاي اين انقلاب در صحنه بينالمللي تاكنون به قرار زير بوده است.
1. تجديد بناي تفكر انقلابي بر مبناي دين
2. مطرح شدن اسلام بعنوان يك ايدئولوژي انقلابي.
3. تلفيق موفقيت آميز رهبري سياسي و مذهبي.
4. احياء اخوت اسلامي در ميان مسلمانان جهان.
5. احياء روحيه گرايش به معنويات و ارزشهاي ديني در ميان مسلمانان جهان.
6. احياء روحيه خودباوري و سلطه ستيزي در ميان ملتها.
7. منفعل شدن دولتها و قدرتها در برابر اراده ملتها.
از اين رو «22 بهمن» تنها نبايد به عنوان روز پاياني يك رژيم سياسي و آغازي بر حيات رژيم ديگر تلقي گردد. بلكه بايد از آن به عنوان سرفصلي برجسته در تاريخ سياسي ايران و نقطهاي عطف در روند مبارزات ملت ايران ياد كرد.
امامان شیعه علیهم السلام براى اینكه نهضتخونین كربلا و محرم و عاشورا براى همیشه زنده و جاوید بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و در این راستا از پنج شیوه استفاده كردند:
1- یادآورى مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداكارش در مناسبتهاى مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلك الیوم الى اللیل» (1) ابوعماره منشد مىگوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مىشد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمىشد.
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مىفرماید: «كان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحكا و كانت الكابة (2) تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام فاذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » (3) وقتى ماه محرم مىرسید پدرم را كسى خندان نمىدید و غم و اندوه بر او چیره مىگشت تا روز عاشورا فرا مىرسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مىفرمود: این همان روزى است كه حسین علیه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشتزده از آتشسوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باكیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة علیكم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین» (4) فرداى آن روز دستهاى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناك و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بىحرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن كه این اولین بار نیست كه چنین مىكنند.
سرانجام، در اینجا، نمىتوانم از یاد كرد افسوسى بس گران بگذرم. و آن افسوس بس گران این است كه عاشورا، هنوز هم، چنانكه باید شناخته باشد شناخته نیست.
دوستبه گونهاى عاشورا را ننمایانده است، و دشمن به گونهاى عاشورا را پوشانده است. دوستان و معتقدان بیشتر از هر چیز به بعد عاطفى عاشورا گراییدند، و در راه تحقق بخشیدن به رسالتهاى گران عاشورا كوتاهى كردند.
و دشمنان در نشناختن عاشورا، یا كوچك شمردن عظمتهاى آن اصرار ورزیدند، و براى دور نگاه داشتن افكار و اذهان و نسلها و شهرها از آشنایى با عاشورا و هماهنگ شدن با اهداف آن، كوشش بسیار كردند. اگر دوستان هرچه بیشتر به شناساندن ابعاد عجیب و عظیم عاشورا پرداخته بودند، دشمنان توفیق چندانى نمىیافتند.
خورشید كه طلوع مىكند همه بشریت آن را مىبینند، و همه انسانها خورشید را مىشناسند و از عظمت و ارزش آفتاب آگاهند. و مگر عاشورا خورشید تابیده در آفاق ارزشهاى انسانى و تعالیم روحى بشرى نیست. پس چرا چنانكه باید، شناخته نیست؟ شب عاشورا، روز بزرگ انسانیت است، و روز عاشورا ملكوت سترگ همه روزهاست ...
افسوس كه گویندگان عاشورا، ذات عاشورا را نگفتند; یا كمتر گفتند ...
ذات عاشورا ذات طلوع است: حماسه و رسالت ... و آنان بیشتر از غروب دم زدند: كشته شدن و اسارت ...؟
ذات عاشورا نماز است و عدالت، نه تنها عزادارى و مصیبت. اگر كسى عاشورا را با همه ابعاد آن بشناسد، اصل مصیبت امامحسین (ع) را فراموش مىكند، و براى "عاشوراى حسینى" به سوگ مىنشیند.
افسوس كه زبان عاشورا، آنسان كه باید فهمیده بشود نشد، و كسان از نزد خویش رأى پیام عاشورا واژه ساختند; و همان را كه وارثان عاشورا در "زیارت عاشورا" آموخته بودند، یعنى دشمنى با ستمگران (حرب لمن حاربكم) نیز - چنانكه باید - نیاموختند، وچهرههاى ستمگران اصلى را نشناختند و نشناساندند - و گاه پنهان داشتند - و افسوس! ...
واژههاى عاشورا، تنها "تشنگى"، "شهادت" و "اسارت" نیست، "نماز" و "عدالت" نیز هست; (28) بلكه واژههاى اصلى، همین دوتاست، نماز واژه شب عاشورا است، و عدالت واژه روز عاشورا ... یعنى پیام شب عاشورا نماز است، و پیام روز عاشورا عدالت. و آن سه (تشنگى، شهادت و اسارت)، سكوى پرتاب است، لیكن چنین درك نشد و نمىشود، و آن همه زیارتهاى آموزنده در متن آموزشها جاى داده نشد و نمىشود، آن زیارت كه مىگوید:
"اشهد انك قد امرت بالقسط والعدل و دعوت الیهما، و انك صادق صدیق صدقت فیما دعوت الیه."
من گواهى مىدهم (یا حسین) كه تو به اجراى قسط و عدل فرمان دادى، و جامعه اسلامى را به قسط و عدل فراخواندى. و تو راستگویى و صدیقى (ولى راستین خدایى)، و به هر چه فراخواندى صادقانه فراخواندى... (29)
منبع:
حکیمی، محمد رضا، قیام جاودانه
اگر دین را باید پاس داشت , بى پاسدارى عاشورا نتواند بود, و پاس عاشورا جز با بیان اهداف حماسه سازان عاشورا شدنى نیست .
ازاین رو, پاره اى از ضرورى ترین مسائل تبلیغى را یادآور شده , امیدواریم تا با طرح آنهااز سوى مبلغان , بتوانیم ازاین فرصت بهره ورى بایسته اى در راستاى گسترش اهداف عاشورا داشته باشیم .
الف - تشریح قیام امام حسین(ع)
قیام امام حسین[ ع] , شدیدترین حركت انقلابى در راه برگرداندن اسلام به جایگاه اصلى خویش است , و تاثیر ژرفى در حركتها و قیامهاى بعداز خود داشته , و سرآغاز قیامهاى پرشور مصلحان و خیراندیشان بشمار مى آید. زیراامام حسین[ ع] , در راستاى هدف خویش به آخرین وسیله موجود, در شكل ویژه اى دست یازیده است .
فما راى السبط للدین الحنیف شفا
الاادا دمه فى كربلا سفكا
:و ما سمعنا علیلا لا دواء له
الا بنفس مداویه اذا هلكا 2
فرزند پیامبر براى دین حنیف جز ریختن خون خود در كربلا, شفائى ندید.
و ما نشنیده ایم مریضى جز ریزش خون طبیب خود, دوائى داشته باشد!
فراز و نشیبهاى سیاسى بعداز قیام امام حسین[ ع] , عاشورا و مراسم برگزارى آن را گرفتار پاره اى از تحریفات ساخته , و در مواردى واقعیتهاى تاریخى را در پرده ابهام قرار داده , واز نقش عاشورا در سرنوشت جامعه كاسته است .
3 از اینرو, باز نمودن ابعاد مختلف عقیدتى ,اجتماعى , فرهنگى , سیاسى و تاریخى قیام امام حسین[ ع] , ضرورى ترین موضوع تبلیغى عاشورا بشمار مى آید.
بر این اساس , بر مبلغان دینى است كه با بررسى سیرامام حسین[ ع] از مدینه تا كربلا, سخنان امام و یاران آن حضرت , شرایط اجتماعى و سیاسى زمان وى , حركت تبلیغى اسراء كربلا, موضعگیرى علماء متهتك و جاهلان متنسك در مقابل امام , چگونگى تاثیر عاشورا در انقلابها و قیامهاى بعد از عاشورا, بویژه مبارزات علویان در سالیان حكومت سیاه امویان و عباسیان , نقش عاشورا در پایدارى و بقاء دین , چگونگى تاثیرپذیرى انقلاب اسلامى ایران از عاشوراى حسینى و دهها موضوع دیگر دراین باره , زاویه هاى تاریك قیام سیدالشهدا را روشن سازند.
ب - بررسى حكومت دراسلام :
تشكیل حكومت حق , هماره دراندیشه امامان بوده , و دراین راستا تلاشهاى پیگیرى داشتند. تاریخ اسلام و روایات نقل شده از ائمه , بیانگر این مدعاست لكن تلاشهاى مزبور تنها به پایه گذارى اندیشه حكومت اسلامى انجامید, و شیعیان را واداشت تا در جهت تحقق آن به كوششهاى گسترده اى دست یازند. حكومت اسلامى ایران از نتایج این نوع تلاشهاست .
از آنجایى كه حكومت اسلامى به رهبرى فقیه , سابقه قبلى ندارد مردم و جهانیان از حكومت دراسلام و ولایت فقیه بینش روشنى ندارند. بنابراین سزاواراست برادران روحانى , موضوع حكومت در اسلام , ولایت خدا, ولایت پیامبر, ولایت امامان , ولایت فقیه و سیستم حكومتى اسلام را مورد بحث قرار دهند و آگاهى لازم را دراین مورد به جامعه بدهند. 4
ج- آموزش احكام :
مردم , روحانیون را بخاطر آشنایى با مسائل اسلام , مسئول آموزش احكام دینى مى دانند, و در هر مسئله دینى به آنان مراجعه مى نمایند.ازاین رو, برادران روحانى باید بخشى از وقت خویش را به آموش[ رساله علمیه] و بیان مسائل دینى صرف نمایند, و مردم را به وظائف دینى خود آگاه نمایند.
د-اخلاق اسلامى :
تربیت اخلاقى جامعه همواره از وظائف اصلى روحانیون بوده و هست . و با پیروزى انقلاب اسلامى و گسترش زمینه تبلیغ ,این وظیفه سنگین تر شده است .از اینرو, بر روحانیون لازم است با طرح مسائل اخلاقى و بررسى اخلاق فردى , خانوادگى , مدیریتى ,اجتماعى , مصرفى , و ... مردم را به اخلاق اسلامى رهنمون گردند و از این راه انقلاب اسلامى را در راه پرورش انسان اسلامى یارى كنند و ساختن جامعه سالم و سر بلند را سرعت بخشند.
ه - تحریف زدائى :
فراز و نشیبهاى سیاسى بعد از قیام امام حسین[ ع] , عاشورا و مراسم برگزارى آن را گرفتار پاره اى از تحریفات ساخته , و در مواردى واقعیتهاى تاریخى 5 را در پرده ابهام قرار داده , واز نقش عاشورا در سرنوشت جامعه كاسته است .
ازاین رو, بایسته است برادران مبلغ , عاشورا و مراسم برپائى آن را با استفاده از منابع تاریخى 5از فزونیهاى نادرست پاك سازند و كاستیهاى موجود را پر كنند. لكن از آنجایى كه عاشورا رابطه تنگاتنگى با احساسات دینى جامعه دارد, باید دقت كافى مبذول شود تا احساسات پاك دینى مردم جریحه دار نشده , و به سنتهاى صحیح ضربه وارد نیاید و ازافراط و تفریطها دورى شود. در این مورد شیوه برخورد آیت الله مطهرى , در كتاب پرارج [ تحریفات عاشورا] راهگشاى خوبى است .
و - قرار دادن مردم در جریان كارهاى دولت :
ناآگاهى مردم از كارنامه دولت , راه تاثیرگذارى تبلیغات دشمن را باز مى كند و جامعه را از انقلاب و دولت اسلامى ناامید مى سازد و با جدا نمودن مردم از مسئولان دولت اسلامى ,انقلاب را در معرض نابودى قرار مى دهد.
از اینرو, ضرورى است , برادران مبلغ بااستفاده از آمار و ارقام صحیح , فعالیتهاى دولت اسلامى را براى شنوندگان خویش بازگوئى كنند. و آنان را - با توجه به توان فكرى - در جریان كارهاى انجام شده قرار دهند و از این راه دولت اسلامى را تقویت نمایند. در این زمینه مى توان از كارنامه منتشر شده دولت , (در هفته دولت ) استفاده نمود.
ز- توجه به جنگ :
سرنوشت انقلاب بستگىزیادى به آینده جنگ دارد و آینده جنگ را پشتیبانى مردم تعیین مى كند.
از این رو, برادران مبلغ باید پافشارى لازم را جهت تشویق مردم براى شركت در جنگ بنمایند و همواره بررسى تطبیقى آن با جنگهاى پیامبر[ ص] و على[ ع] , و پایمردى شگفت آنان در راه برقرارى اسلام , مردم را به مقاومت و صبر فرا خوانند, آنان را به نقش كمكهاى مالى و نیروى انسانى خود واقف سازند. همچنین تاثیر پیروزى مسلمانان در جنگ را در سرنوشت مظلومان جهان به مردم معرفى نمایند.
ح -تلاش براى نابودى اعتیاد:
.اعتیاد بلاى خانمان سوزى است كه در شرایط كنونى شكل سیاسى به خود گرفته و نیروى جوان جامعه را به بى تفاوتى و زبونى مى كشاند.اگر حركت اساسى براى كنترل و از بین بردن آن نشود, بیم آن مى رود كه جامعه از نیروى كار آمد و پر توان جوانان تهى گردد.
از این رو, باید تلاشى گسترده براى نابودى این درد اجتماعى نمود. دراین راستا, آموزه هاى مذهبى كارآترین وسیله براى زدودن انحرافات اجتماعى است . بر روحانیون لازم است كه در ایام تبلیغى , با پرورش حس مذهبى مردم را به مبارزه بااعتیاد فراخوانند, و شگردهاى سیاسى قدرتهاى استعمارى را دراین مواردافشا كنند.
اینها و دهها موضوع دیگر,از مسائلى است كه باید درایام تبلیغى بدان پرداخت .امااز آنجائى كه تاثیر تبلیغات , وابستگى زیادى با رفتار و شیوه برخورد مبلغان دارد, در پایان به بیان پاره اى از رفتارهاى لازم و پسندیده مى پردازیم , تا راهگشائى براى تبلیغ درست و كارآ باشد.
1- پربار ساختن جلسات :
سخنرانیها و منابر با تاثیراز شرایط انقلابى سالهاى 56 - 57 با سرعت به سوى شعارى بودن كشانده شده اند. و در موقعیت كنونى این موضوع جنبه وازدگى مجالس را گسترش داده است .این امر ویژگى آموزشى و تربیتى منابر را در معرض تهدید قرار داده و به كار آمدترین وسیله تبلیغى و آموزشى اسلام ضربه وارد كرده است .
بنابراین لازم است برادران مبلغ به سخنرانیها, منابر و كلاسها, عمق بایسته اى بدهند و در چهارچوب توان خویش , سخنان خود را مستند سازند, واز پرداختن به موضوعاتى كه در حوزه تخصص و آگاهى آنان نیست , به شدت بپرهیزند.
2- تقویت وحدت جامعه :
طرح مسائل اختلاف انگیز, ثمره اى جز ضربه زدن به وحدت جامعه و درگیر كردن مردم به مسائل فرعى ندارد.
ازاینرو, بایداز طرح آن پرهیز كرد و در جریانات سیاسى مناطق وارد نشد و سخنرانیها و منابر را از اینگونه مسائل دور ساخت و دور عمل مانع از گسترش آن شد و در عوض جامعه را به وحدت كلمه دعوت نمود. در این مورد باید از روش امام خمینى درس گرفت و هماره تاكیدات و پافشاریهاى ایشان را در حفظ وحدت كلمه در نظر داشت .
سخنرانیها و منابر با تاثیراز شرایط انقلابى سالهاى 56 - 57 با سرعت به سوى شعارى بودن كشانده شده اند. و در موقعیت كنونى این موضوع جنبه وازدگى مجالس را گسترش داده است .این امر ویژگى آموزشى و تربیتى منابر را در معرض تهدید قرار داده و به كار آمدترین وسیله تبلیغى و آموزشى اسلام ضربه وارد كرده است .
3- رعایت مسائل اخلاقى :
سزاواراست برادران با رعایت مسائل اخلاقى , در عمل به آموزش و تربیت مردم بپردازند. و به مواردى كه در ذیل آورده مى شود توجه كافى مبذول دارند:
مراعات حال مردم و پرهیز از بكار بردن نادرست و نامشروع و وسائل صوتى و بلندگوها, تا موجب رنجش مردم نشوند.
حفظ احترام روحانیون و ائمه جمعه و جماعات محل و برخورد برادرانه داشتن با مبلغان دیگرى كه براى تبلیغ به آنجا آمده اند تا در عمل جامعه به وحدت كلمه فرا خوانده شود.
پرهیز از مصاحبت با افراد مورد اتهام , بدسابقه و فرصت طلب و معاشرت با طبقات خوش نام و مستضعف جامعه .
حفظ عزت نفس و بلند نظرى و فراراز طرح مسائل مادى و توكل كامل داشتن بر خداوند.
وارد نشدن دراختلافات منطقه اى و محلى و داشتن برخورد پدرانه و اصلاح گرایى دراین موارد.
دورى گزیدن از رفتار واعمال خلاف شان روحانیت و منافى با مروت .
منبع:
فصلنامه حوزه، شماره 6
________________________________________
پاورقی ها:
1. قال رسول الله[ ص] :ان لقتل الحسین فى قلوب المومنین حراره لا تبردابدا.
براى قتل حسین در دل مومنین سوزى است كه هرگز آرام نمى گیرد.
3. رجوع شود به : قیام حسین[ ع] ,از شهیدى , سخنان حسین بن على از مدینه تا شهادت ,از تجمى , زندگانى حضرت زینب ,از بنت الشاطى , عنصر امر بمعروف و نهى از منكر,از مطهرى ,ادبیات انقلاب در شیعه ,از آدینه وند, مقتل الحسین ,از مقرم , تاریخ بررسى عاشورا,از آیتى , ثوره الحسین از محمد مهدى شمس الدین جلداول و درم .
- 2.از قصیده سید جعفر حلى , بنقل از[ مقتل الحسین] , عبدالرزاق موسوى مقرم .90.
4. رجوع شود به : بلغه الفقیه ,از نراقى , ولایت فقیه ,ازامام خمینى , حاكمیت دراسلام از موسوى خلخالى , معالم الحكومه الاسلامیه از سبحانى ولایت فقیه از دانشجویان دانشگاه مشهد, مقاله لزوم حكومت اسلامى در همین شماره .
5. مراجعه شود به : حیاة الامامام الحسین از باقر شریف قرشى , مقتل الحسین[ ع] ,از مقرم , بررسى تاریخ عاشورا,از آیتى ,المجالس السنیه , از سید محسن امین , كشته شدگان از فرزندان ابوطالب (ترجمعه مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانى ) و...


